حسين قلى خان نظام السلطنه مافى
649
خاطرات و اسناد حسين قلى خان نظام السلطنه مافي ( فارسى )
كه شيخ را بربايد ، صلاح در اين دانست كه من منتى بر اتابك بگذارم و به توسط ما اين عمل اصلاح شود ؛ و اگر هم نشد ، اولا ممنون شود و محرم هم باشم . تقريبا يك ماه اين محرميت را بهم رسانيدم ؛ با اين حالت هم باز تا يك درجه با من منافقانه حرف مىزد . ولى عين الدوله در اندرون و خلوتها در كار بود . قريب به چهل روز پيش از كار ، سر برادرش را هم به ميان حساب آورد . به علت آنكه اتابك از طرفى در باطن با فرمانفرما مشغول زدوبند بود و فرمانفرما راپرت علماى عراق عرب را براى او مىفرستاد و در آنجا كار چاقكنى مىكرد و در ظاهر هم نصر السلطنه را پيش كشيده بود ، سپهسالار مأيوس شد با برادر اين ساخت واحدى را هم ، حتى حاج آصف ، محرم نمىدانستند . بيست روز پيش از اين مقدمه ، ميانهء وزير را با اخوان در حضور خودش بهم بسته بود . ابدا روح مشير السلطنه هم خبر نداشت . سربسته بدون طرح و نقشه ، تعهد اصلاح امور را كرده بودند . گلفتاح هم از عدم شعور و از كثرت اعتماد به اين سه نفر ، سخت گرفت كه پانزده كرور قرض بكن ، جمع و خرج را هم مساوى بكن و بعد از اين هم متعرض احدى از اعلى و ادنى نوكرهاى من نشو و چند نفر هم از علما را مقيد بكن . اين هم چون تمام فقرات را محال مىدانست و ممتنع بود ، استعفا را اختيار كرد . با من هم شور كرد در سه مجلس ؛ تصديق رأى او را كردم . به علاوه ، داستان شور امين الدوله را هم بىكم و زياد گفتم . با اين حالت ، گفتم استخاره بكن ؛ استخاره هم كرد . « سبحان الذى اسرى بعبد الله من المسجد الحرام » آمد و اذن زيارت مكه خواست . حالا چه ضرر دارد كه داخل هيچ دستهاى فضل خدا نگذاشت باشم ؛ نزد عين الدوله محترم ، اتابك از من ممنون ، ملاها هم مقتضى و دوست ، ميرزا يعقوب هم تا عمر دارد از من و خانوادهء من شاكر . فضل خداوند مرا از شرى كه به زنجموره و اقبال الدوله وارد آمد حفظ كرده است . اما داخل كار بودن آن آقاى جوان بىتجربهء حريص . اينها هيچ كارى را به كسى نداده و نمىدهند ، خاصه كسى كه در او يك جو قابليت و شخصيت ديده و امتحان كرده باشند . نظام الملك را كه وزير عدليه كردند ، دو ماه بود وزير مخصوص در ضياء آباد رفته و استعفا داده بود . در اين موقع اين احمق را كه با نسب ميرزا آقا خانى چهار سال است خانهنشين است ، ممنون از اين كار مفتضح بىآبرو كردند كه فورا مهر و شير و خورشيد « نظام الملك وزير عدليهء اعظم دولت عليه ايران » كنده و بر سر رقعهها زد . به خدا اگر به من با دوازده هزار تومان خرج سفره هم مىدادند ، قبول نمىكردم . اين ترتيب جديد ، نقش بر آب و رنگ جوهر است . الان كه هفتهاى دو روز وارد مىشوم ، ده درجه از زمان وزارت ماليه هم بالاتر در مجلس عام احترام مىكند ؛ بالاتر از خودش به زور و قهر در دربار مىنشاند ، چاى و قهوه پيش از من نمىگيرد ، وقت خروج و دخول دو سه دقيقه تعارف تقديم مىكند ؛ چه علت دارد . گور پدر كار اين دوره و اين روال دولت ؛ در اين آخر عمر براى كه براى چه . حالا وقتى است كه تو و حسين و برادرهاى تو پى اين كارها برويد و بدويد ؛ براى من قباحت دارد . كار من و مناسب حال من دو چيز بود : يكى وزارت ماليه و يكى وزارت داخله ؛ هيچ يك امكان عقلى